تاریخ انتشار : شنبه ۲۷ شهريور ۱۳۹۵ ساعت ۱۸:۰۱
۰
 
بازتاب مخدوش
 
در جستجوی آرامشی دریغ شده، در فرمی از فراموشی یا شکلی از فرار، انزوا؛ جمعیتی تنها. جایی برای گردهمایی‌های محدود چند نفره مجاز، برای گپ‌وگفت‌های دوستانه و گاه بحث‌های جدی، محلی برای قرارهای عاشقانه زمانی که تمامی مکان‌ها به اشغال درآمده، امکان خلوتی یک یا چند نفره برای مرور شکست‌های عاطفی، کاری، اجتماعی، اقتصادی و به یک معنا؛ تمام سیاسی.
Share/Save/Bookmark
بلدیه|باختن به/ در بازی رنگ‌ها و آنگاه تن دادن به رنگی خنثی و بی‌موضع با طعمی تلخ؛ قهوه‌ای سوخته. رضایت دادن به نازلترین سطح از امکان کنش؛ کنش خیالی با تصویری گنگ و مبهم از تاریخ، با عکس خاطرات و آرزوهای لگدکوب شده، محو و بی‌تن روی دیوارهای کاغذی، ترانه‌های ضبط شده روی حافظه‌های غیرتاریخی چندگیگابایتی، میز و صندلی‌های متظاهر به اخلاق کلاسیک و چیدمان‌هایی با هدف بازتولید نمایشی انگاره‌های متضاد راست و چپ، روشنفکری و ضدروشنفکری، با آدابی نسبتا خاص و البته عاریتی و همچنین میزانی از تابوشکنی و عرف‌ستیزی برای نوعی شباهت‌یابی و احساس قرابت با نمونه‌های اصلی خارجی.
صورتی بی‌جان، تجلی غیاب معنا و بازتابی مخدوش از ژستی زیست نشده و دست آخر تکثیری مدام برای تولید فرهنگی توده‌ای، با تلاشی توامان برای تشخص‌بخشی‌های مجزا از باب  تنوع به سود تاجران فراغت؛ تبدیل منفی وضعیت؛ تبدیل سوژه به ابژه.







کد مطلب: 36206
Share/Save/Bookmark