تاریخ انتشار : جمعه ۲۸ اسفند ۱۳۹۴ ساعت ۲۰:۳۶
۰
پایتخت در قاب پوران درخشنده ؛
تهران؛ بی‌آرامش، پردغدغه...
 
«تهران تصویری درهم و برهم و شلوغ است. آلوده است. زندگی در آن پرسرعت جریان دارد. حوادث زیادی در این شهر رخ می‌دهد. آرامشی که باید را نمی‌توان در آن پیدا کرد و به نظرم آلودگی صوتی بیش از هر نوع آلودگی در آن وجود دارد.» این توصیف تهران از زیان پوران درخشنده کاگردان سینما و تلویزیون است .
Share/Save/Bookmark
تهران؛ بی‌آرامش، پردغدغه...
بلدیه |رکسانا قهقرایی|اگر فیلم‌های او را همچون تکه‌های یک پازل کنار هم بچینیم احتمالا تصویر یک شهر با تمام زیبایی‌ها و پلشتی‌هایش به دست خواهد داد. متولد ۱۳۳۰ در کرمانشاه است و مدرک تحصیلی خود در رشته سینما با گرایش کارگردانی را از مدرسه عالی تلویزیون و سینما گرفته است. وی همچنین دارای لوح افتخار درجه‌یک هنری معادل دکترا از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران است. «هیس دخترها فریاد نمی‌زنند»، «خواب های دنباله دار»، «بچه‌های ابدی»، «رویای خیس »، «شمعی در باد »، «عشق بدون مرز »، «زمان از دست رفته »، «عبور از غبار »، «پرنده کوچک خوشبختی » و «رابطه » عنوان فیلم‌هایی است که هریک سهمی از تلاش پوران درخشنده برای به تصویر کشیدن درک و دریافت‌هایش از جامعه و شهر دارد. کودک و خانواده در آثار این کارگردان دغدغه‌مند جایگاه ویژه‌ای دارد. چنانچه خانواده را مهم‌ترین رکن اجتماعی تلقی کرده و جامعه را در اولویت بعدی و تأثیرگذار در شخصیت‌سازی می‌داند.
درخشنده در این گفت‌وگو از مختصات زندگی در شهر شلوغی مثل تهران می‌گوید و از این‌که نسبت به محیط پیرامونی خود احساس مسئولیت دارد. او همه فرزندان جامعه و فیلم‌هایش را فرزندان خود می‌داند و معتقد است آنچه ساخته‌هایش را از یکدیگر متمایز می‌کند ویژگی متفاوت هرکدام است نه برتری و علاقه بیشترش به یکی از آن‌ها. پوران درخشنده بانوی کارگردان ایرانی نگاهی تیزبینانه و حساس به شهر دارد و آرزویش برای مردم در سال جدید آرامش مستدام است و مهرورزی. گپ نوروزی تهران‌شهر(مجله داخلی شهرداری تهران) با این فیلم‌ساز را در ادامه می‌خوانید:
 
 اگرچه فیلمسازان عمدتا یک جغرافیا و اتمسفر نسبتا ثابت را در فیلم‌های‌شان نظر می‌گیرند، اما گاهی به سراغ مکان‌های متفاوت هم می‌روند اما جغرافیای فیلم‌سازی شما شهر و جامعه است. چرا؟
به دلیل این‌که سوژه‌ها از دل جامعه برمی‌خیزند. مردم در جامعه حضور دارند و قصه‌های‌شان روایت می‌شود. موضوعات و‌ سوژه‌ها اصلی‌ترین دلیلی است که جامعه را انتخاب می‌کنم و‌ در این محیط بهتر می‌توان فضاسازی کرد.
بنابراین قابل پیش‌بینی است که فیلم بعدی‌تان هم در این فضا روایت شود. اگر ساخت فیلم جدیدی را شروع کنید به سراغ کدام پدیده اجتماعی یا شهری خواهید رفت؟
بسیاری از مسائل امروز دغدغه شهر است. بحث بیکاری جوانان، ازدواج‌های دیرهنگام و عدم مسئولیت‌پذیری جوانان، طلاق و بسیاری از مشکلاتی که اگر روی ‌هریک از آن‌ها دست بگذاریم، چند فیلم نتیجه‌اش خواهد شد.
به نظر می‌رسد این حساسیت و‌ دغدغه‌مندی نسبت به جامعه از خوانش زنانه‌تان از پدیده‌های شهر و مشکلات اجتماعی نیز متأثر است.
بله قطعا بی تاثیر نیست. طبیعی است که زنان نسبت به محیط پیرامونی‌شان حساس‌تر هستند. نگاه آن‌ها به جامعه مادرانه است. به دلیل ظرافت‌های وجودی‌شان جست‌وجو می‌کنند و اگر آسیبی در یک بخش رصد کنند، آن را به‌سرعت منتقل خواهند کرد. آن‌ها زودتر تحت تاثیر شرایط اجتماعی قرار می‌گیرند. جامعه را همچون طفلی نوپا می‌دانند که نیاز به کمک و‌ دستگیری دارد.
درباره خودتان این احساس مادرانه نسبت به جامعه چطور رقم می‌خورد؟
من نمی‌توانم نسبت به جامعه و ‌آنچه در آن می‌گذرد بی‌تفاوت باشم. نمی‌توانم ساده از کنار مسائل اجتماعی رد شوم.
نگاه یک فیلم‌ساز به جامعه متفاوت است. این زاویه دید را به زندگی شخصی‌تان هم ‌راه داده‌اید؟
بله فیلم‌سازی قطعا زندگی شخصی کارگردان را هم تحت تاثیر قرار می‌دهد. دغدغه فیلم‌سازی به فضای خانوادگی می‌رسد و‌ برعکس. به همین دلیل است که در همه فیلم‌های من خانواده حضور دارد.
آیا فرزند یا فرزندانی هم ‌دارید؟
همه فرزندان جامعه فرزندان من هستند و نسبت به آن‌ها احساس مسئولیت می‌کنم. البته خودم فرزندی به دنیا نیاورده‌ام و به نظرم صرف داشتن فرزند تعیین‌کننده مسئولیت اجتماعی نیست. گاهی کسانی که فرزندی ندارند جامعه را دقیق‌تر می‌بینند. به شخصه نمی‌توانم بدون اطلاع‌رسانی و آگاهی دادن به مردم درباره مشکلات جامعه فیلم بسازم و ساده عبور کنم.
از میان فرزندان‌تان کدام را بیشتر دوست دارید؟
معلولان و بچه‌ها و جوان‌هایی که به معضلی گرفتار هستند.
از میان فیلم‌های‌تان چطور؟
فیلم‌های من هم فرزندانم هستند و نمی‌توانم ‌بین آن‌ها فرقی بگذارم؛ اما هرکدام از آن‌ها ویژگی خاصی دارند که می‌توان درباره‌اش صحبت کرد. در یکی از آن‌ها سوژه‌ای است که دوران بلوغ را طی می‌کند، فرد دیگری نمی‌تواند با خانواده‌اش ارتباط مناسبی برقرار کند و در ارتباط به همه فیلم‌هایم باید بگویم که اگر خوب نگاه نمی‌کردم هیچ‌وقت متوجه این ویژگی‌ها نمی‌شدم؛ بنابراین تک‌تک این ساخته‌ها‌ برایم ارزشمند هستند.
شاید همین‌که خودتان فرزندی ندارید باعث شده نسبت به جامعه حساس‌تر و دقیق‌تر باشید؟
بله این ‌که فرزندی ندارم، به معنای این نیست که نسبت به جامعه حساس نیستم. ما در برابر فرزندانی که کارت دعوت ورود به دنیا را برای‌شان صادر می‌کنیم، مسئول هستیم. من نسبت به بچه‌دار شدن و جوابگو نبودن در برابر او حساس هستم. وقتی فرزندی به دنیا می‌آید، باید تمامی امکانات و شرایط مناسب برای زندگی و
من بر ساخت و مهیا کردن امکانات و فضاهای فرهنگی تمرکز می‌کردم. گالری نقاشی تاسیس می‌کردم. کتابخانه‌های متعددی را در سطح شهر احداث و کتاب‌ها را به نوعی در میان خانواده‌ها پخش می‌کردم. کتاب را در مکان‌های مختلفی در معرض دید مردم قرار می‌دادم. از جمله در اتوبوس‌ها و حتی برای تشویق مردم به کتاب‌خوانی، جابه‌جایی آن‌هایی را که در اتوبوس مطالعه می‌کنند، رایگان در نظر می‌گرفتم. برای معلولان و سالمندان امکان تردد در شهر را ساده‌تر می‌کردم و به سهم آن‌ها از زندگی کردن احترام می‌گذاشتم. به نظرم این اتفاق مهمی است که گروه‌های خاص جامعه نظیر معلولان و سالمندان بتوانند خیلی راحت در جامعه حضور داشته باشند و از محلی به محل دیگر جابه‌جا شوند. آن‌ها از پستی‌ها و بلندی‌های شهر خیلی سخت عبور می‌کنند.
تربیتش فراهم باشد. باید برای بودن با او وقت و انرژی صرف کرد. فرزندان تنها نیاز به لباس ندارند. صرفا کتاب و دفتر و آموزش نمی‌خواهند. باید آن‌ها را شنید و مهارت‌های درست زیستن را به آن‌ها آموخت. وقتی ما جسارت نه گفتن را به فرزندانمان یاد نمی‌دهیم طبیعی است که او هر چیزی را می‌پذیرد؛ بنابراین چطور انتظار داریم تا در برابر لغزش‌ها نه بگوید و دچار آسیب نشود؟! درست در همین نقطه است که اهمیت نهاد خانواده و جایگاهش در سرنوشت افراد مشخص می‌شود.
اصالتا اهل کدام شهر هستید؟
من در کرمانشاه متولد شده و تا پایان دوران دبیرستان هم در این شهر زندگی کرده‌ام.
آیا برای ادامه تحصیل تهران را انتخاب کردید؟
بله.
شاید یکی از آسیب‌های مهم اجتماعی در کمین، همین مهاجرت جوانان برای ادامه تحصیل به شهرهای بزرگی همچون تهران باشد.
دقیقا همین‌طور است. وقتی جوانی از یک شهرستان یا روستا و شهر به شهری دیگر مهاجرت می‌کند با توجه به تفاوت‌های دو منطقه هر نوع آسیبی در برابرش کمین کرده است. چه بسا او با اولین لغزش فرو برود. من به شخصه درباره این موضوع تحقیق زیادی کرده و درباره آسیب‌هایی که تحصیل در شهری دیگر یا زندگی در محیط خوابگاه‌ها برای دختران دارد را بررسی کرده‌ام.
چرا رشته سینما را برای ادامه تحصیل انتخاب کردید؟
من با دغدغه وارد حوزه سینما شدم. درحالی‌که می‌توانستم پزشک شوم. ارتباط برقرار کردن با مردم برایم اهمیت داشت. نمی‌خواستم نسبت به جامعه بی‌تفاوت باشم و این نگاه را از نوجوانی داشتم.
بعد از پایان دوران تحصیل هیچ‌وقت به بازگشت به شهر خود یعنی کرمانشاه فکر نکردید؟
نه زیرا خانواده‌ام بعد از آمدن من به تهران از کرمانشاه به این شهر آمدند. من نمی‌توانستم به تنهایی زندگی کنم؛ بنابراین آن‌ها هم آمدند و در تهران ماندنی شدیم. خانواده مهم‌ترین رکن جامعه است که شخصیت انسان را می‌سازد. بعد از این نهاد جامعه نقش مهمی در تربیت افراد دارد، به همین دلیل است که ردپای خانواده را در همه فیلم‌های من می‌بینید.
حالا چطور؟ به مهاجرت به شهری دیگر فکر نمی‌کنید؟
دیگر نه اما همیشه به زادگاهم یعنی کرمانشاه سر می‌زنم. این شهر جایی است که در آن متولد شده و رشد یافته‌ام، درس‌خوانده‌ام و جایگاه مخصوصی در زندگی من دارد.
بی‌شک تهران از منظر دید شما به عنوان فیلم‌سازی که دغدغه‌اش شهر و مسائل اجتماعی است تصویر متفاوتی دارد. تهران را چگونه شهری توصیف می‌کنید؟
تهران تصویری درهم و برهم و شلوغ است. آلوده است. زندگی در آن پرسرعت جریان دارد. حوادث زیادی در این شهر رخ می‌دهد. آرامشی که باید را نمی‌توان در آن پیدا کرد و به نظرم آلودگی صوتی بیش از هر نوع آلودگی در آن وجود دارد.
اگر شهردار تهران بودید رسیدگی به کدام معضل و مساله برای‌تان در اولویت قرار داشت و چه می‌کردید؟
من بر ساخت و مهیا کردن امکانات و فضاهای فرهنگی تمرکز می‌کردم. گالری نقاشی تاسیس می‌کردم. کتابخانه‌های متعددی را در سطح شهر احداث و کتاب‌ها را به نوعی در میان خانواده‌ها پخش می‌کردم. کتاب را در مکان‌های مختلفی در معرض دید مردم قرار می‌دادم. از جمله در اتوبوس‌ها و حتی برای تشویق مردم به کتاب‌خوانی، جابه‌جایی آن‌هایی را که در اتوبوس مطالعه می‌کنند، رایگان در نظر می‌گرفتم. برای معلولان و سالمندان امکان تردد در شهر را ساده‌تر می‌کردم و به سهم آن‌ها از زندگی کردن احترام می‌گذاشتم. به نظرم این اتفاق مهمی است که گروه‌های خاص جامعه نظیر معلولان و سالمندان بتوانند خیلی راحت در جامعه حضور داشته باشند و از محلی به محل دیگر جابه‌جا شوند. آن‌ها از پستی‌ها و بلندی‌های شهر خیلی سخت عبور می‌کنند.
اهل استفاده از فضای مجازی هستید؟
بله.
شبکه‌های اجتماعی این روزها کانون بسیاری از اتفاقات و اطلاعات است. آیا در این فضاها همچون تلگرام عضویت دارید؟
بله از این شبکه‌ها استفاده می‌کنم و در هریک صفحه‌ای دارم، زیرا از این طریق بیشتر با مردم و مخاطبان در ارتباط هستم. نظرات آن‌ها را می‌خوانم و در جریان خواسته‌های‌شان قرار می‌گیرم.
پیش آمده که تاثیر فیلم‌های‎تان را در حل یک مشکل اجتماعی احساس کنید و آن را تأثیرگذار بدانید؟
بله برای مثال فیلم «هیس دخترها فریاد نمی‌زنند» برای خانواده‌ها بسیار تأثیرگذار بود. بعد از این فیلم فهمیدم که آموزش و پرورش دانش آموزان را نسبت به موضوع کودک‌آزاری آگاه می‌کند و به خانواده‌ها هشدار می‌دهد. همچنین نیروی انتظامی مانع جابه‌جایی دانش‌آموزان توسط آژانس‌هایی شده که پیش از این آن‌ها را از مدرسه به خانه می‌بردند. خانواده‌های زیادی به دلیل ساختن این فیلم به من لطف داشتند و تشکر می‌کردند و در ارتباطم با آن‌ها تاثیر فیلم را می‌دیدم. فیلم‌های دیگر نیز به همین ترتیب در مقطع اکران‌شان دیده شدند و تاثیرگذار بودند.
کودک همچون خانواده یکی از مفاهیم یا سوژه‌های پرکاربرد در فیلم‌های‌تان است. چرا این گروه سنی را در آثارتان مورد تأکید قرار می‌دهید؟
کودکان مظلوم‌ترین گروه در جامعه‌اند. آن‌ها بدون این‌که بخواهند به دنیا می‌آیند. گاهی حمایت‌های عاطفی پدر و مادر را از دست می‌دهند. درحالی‌که نباید بچه‌ها را به حال خودشان رها کرد. کودکان عضوی از این جامعه هستند و در آن حضور دارند. نگاه من به آن‌ها در فیلم‌هایی که می‌سازم آینده‌ساز است و یک آینده رنجور قطعا کاری را پیش نخواهد برد. آینده با رسیدگی به کودکان باید شاداب و پرانرژی جلو برود و آینده‌ای سرشار از اعتمادبه‌نفس و خودباوری در انتظار فرزندان‌مان باشد.
سال ۹۴ رویه پایان است. چگونه سالی را سپری کردید؟
حس خوبی نسبت به سال ۹۴ ندارم. آلودگی هوا در این سال زیاد بود. نتوانستم ساخت فیلمی را که دوست دارم شروع کنم؛ اما پایان خوشایندی داشت و شاید اگر انتخابات و حضور حماسی مردم در آن نبود هیچ خاطره‌ای از این سال در ذهنم نقش نمی‌بست.
امیدوارم سال ۹۵ سال ساخت فیلم جدید باشد. آیا باز هم سراغ سوژه‌های اجتماعی رفته‌اید؟
بله. این فیلم موضوعی اجتماعی دارد. کودک و خانواده در آن حضور دارند و نگاهش هم به جامعه آسیب شناسانه است.
به نوروز نزدیک می‌شویم. بهترین عیدی که تا به حال گرفته‌اید؟
محبت خانواده؛ بهترین هدیه‌ای که باعث شده است تا راهم را ادامه بدهم. همه ما نیاز به احترام دیدن داریم. نیازمند مهرورزی هستیم و نیازمند مورد مهرورزی قرار گرفتن. شنیده شدن هم یکی از مهم‌ترین هدیه‌های معنوی است که می‌توان از آن یاد کرد. کسی که در زندگی آرامش داشته باشد حتما به خواسته‌هایش خواهد رسید و در هر مسیری راهش را به خوبی ادامه خواهد داد.
سین منتخب شما در سفره هفت‌سین کدام است؟
سیب که نماد سلامت و صحت است. سبزه که نماد سبزی و طراوت و جریان داشتن زندگی است. سبزه نشان باروری و زایش و تلاش و کوشش آدمی است.
و یک آرزو یا دعای خیر برای سال نو؟
امیدوارم آرامش در زندگی‌مان تداوم داشته باشد. همیشه همدیگر را دوست داشته و نگران هم باشیم. محبت همان چیزی است که آن را کم داریم.
 
کد مطلب: 31951
Share/Save/Bookmark
کلمات کليدی: پوران درخشنده،تهران،تهران شهر،شهردار تهران