تاریخ انتشار : شنبه ۱ اسفند ۱۳۹۴ ساعت ۱۷:۰۴
۰
در نشست ریتم تهران مطرح شد
صدای صنعتی نمی‌گذارد موسیقی شهر را بشنویم
 
کاهش اندازه قلمشادمهر راستین معمار و فیلمنامه نویس معتقد است صدای صنعتی دیجیتالی امروز تاثیرات زیادی بر روی موسیقی طبیعت شهر گذاشته است.
Share/Save/Bookmark
به گزارش روابط عمومی سازمان زیباسازش شهر تهران، دومین نشست از اولین روز سمینار دومین جشنواره «دایره خلاق» با موضوع "ریتم تهران" برگزار شد در این نشست به موضوع ریتم و هماهنگی در شهر پرداخت و اهمیت و ضرورت این موضوع و دلایل و چرایی آن از زوایای گوناگون در طراحی شهری بررسی شد. در این نشست شادمهر راستین و هومان اسعدی به عنوان سخنرانان حضور داشتند و مدیریت این نشست را محمدرضا حائری بر عهده داشت.
محمدرضا حائری در ابتدای این نشست گفت: امروز قرار است درباره ریتم در تهران صحبت کنیم. تاریخ زندگی ما نشان دهنده این است که تاریخ و موسیقی در هم آمیخته شده است. شهر ما با موسیقی نیز در هم آمیخته شده است. باید در این نشست به این سوال‌ها پاسخ داده شود که الهام بخشی تهران برای خلق یک اثر موسیقایی چطور است؟ تهران چه خوش آهنگی‌ها و چه بد آهنگی‌هایی دارد؟ چه نواهایی از شهر تهران بر می‌خیزد؟ رابطه سازمان فضایی و نوایی در تهران چطور است. در سراسر تاریخ مصالح اصلی معماری نور و فضا است. مصالح دیگر خاک می شوند ولی فضا باقی می ماند. موسیقی نیز با سکوت و نوا ساخته می شود.
وی افزود: ریتم در کلان شهرها هرگز خاموش نمی شود و موسیقی با شهر وابستگی زیادی به هم دارند همانطور که موسیقی ردیف دستگاهی ایرانی به مراکز استان‌ها در عصر قاجاریه وابسته است.
در ادامه این نشست هومان اسعدی با اشاره به موضوع ریتم و مکان زندگی انسانها گفت: موسیقی با مکان ارتباط و نسبت مستقیم دارد. هر مکان موسیقی خاص خودش را دارد. در تهران موسیقی فولکلور وجود داشته است ولی امروزه این نوع موسیقی رو به زوال است.
وی افزود: هر منطقه موسیقی خاص خودش را دارد. برای همین موسیقی را به سه بخش تقسیم می کنیم. موسیقی مردمی، موسیقی کلاسیک و موسیقی پاپیولار. موسیقی کلاسیک تداوم موسیقی دربار قدیمی است که ۱۰۰۰ سال قدمت دارد و با عوض شدن پایتخت ادامه پیدا کرده است. هنرمندان زمانی به تهران آمدند و در تهران شروع به فعالیت کردند که معماری و موسیقی با هم ارتباط داشتند و برای همین است که هر شهری موسیقی خاص خودش را دارد.
اسعدی درادامه افزود: اوایل قرن بیستم موضوع موسیقیدر جهان تغییر کرد. "جان کیج" یک قطعه موسیقی با عنوان سکوت ساخت. او معتقد بود صدای محیط اطراف خودش موسیقی است. ما باید به صدای بقیه چیزها توجه کنیم. صداهایی که در محیط وجود دارد شامل صدای بنیادی است که صدای پس زمینه هر شهر است. سیگنال‌ها مانند آژیر و زنگ است. اصوات خاص به مکان هویت خاص می دهند. در محیط شهری سکوتی در جریان است که همان موسیقی شهر هستند. بعضی صداها بعد صوتی دارند. در ایام عزاداری شهر کاملا موسیقایی است. موسیقی در کشور ما نامحترم است ولی در کشورهای دیگر محترم است. به نظر من در این شرایط نویز صدای حیات موسیقایی است.
سپس شادمهر راستین درباره حذف شهر در آثار هنری گفت: امروزه شاهد هستیم که در سریال‌های تلویزیونی تهران حذف شده است و بهتر است بگوییم تهران کاربردی شده است. حذف شهر عادی شده است و به شهر نگاه کاربردی داریم. در دوره‌ای هر ۵۰ متر یک نیمکت می گذاشتند و فکر می کردند ریتم ایجاد می کند. یکی از کارها این است که بدانیم کجا نیاز به ایستگاه دارد. تفرج گاه مانند یک مکث است. مانند اینکه از صبح کار می کنید و یک کنفرانس تغییر می کند در نتیجه مکس ایجاد می شود. ایستگاهها موسیقی دارند. مناظر خوب، موسیقی شهری را می سازند. معماران فقط شهر را می بینند چون مردم ترجیح می دهند کور و کر باشند. معماران بیشتر نویز‌ها را می شنوند. اولین صدایی که می شنویم قلب مادر و قلب خودمان است. اولین موسیقی بعد از صدای قلب مادر صدای طبیعت است که صدای صنعتی امروز و دیجیتالی تاثیرات زیادی روی بدن می گذارد.
راستین با تاکید بر اینکه امروز فضایی برای خاطره بازی وجود ندارد، افزود: از دهه‌ 1320 تا اواخر دهه‌ 50 هویت شهری وجود داشت و تداوم این هویت بسیار مهم بود. بعد از انقلاب تمامی آن هویت کم کم به فراموشی سپرده شد تا 20سال بعد که امروز نسل جوان تمنای هویت دارد و به‌دنبال هویت است. یکی از دلایلی که موسیقی پاپ رواج پیدا کرده نیز این است که آن را می‌توان در بیشتر مکان‌ها گوش کرد و آن مکان خاطره می‌شود.
وی ادامه داد: نسل امروز به این نتیجه رسیده که به‌عنوان یک شهروند نه تنها باید آداب شهروندی داشته باشد، بلکه باید صاحب خاطره باشد. وقتی خاطره ندارد؛ به‌دنبال آن می‌رود. حال نسل امروز که حتی در حوزه‌ شهروندی خود را هم‌ردیف با پاریس و نیویورک می‌داند؛ بیشتر به‌دنبال خاطره است. به همین دلیل است که کافی‌شاپ رفتن در حال تبدیل شدن به فرهنگ است و امروز دیگر نمی‌توان کافی‌شاپ را بست. باید پذیرفت که هیچ پدیده‌ای مانند کافی‌شاپ در تهران رشد نکرده است.
کد مطلب: 31221
Share/Save/Bookmark