تاریخ انتشار : شنبه ۸ آبان ۱۳۹۵ ساعت ۱۵:۵۸
۰
 
طنز؛ اندر حکایت غیب گویی رئیس شورای شهر تهران و مجلس خرما خوران ایشان
 
در مجلسی سخن غیب گوییِ ایشان پیش آمد ، رندی از سرزمین سیستان و بلوچستان سخن براند که این مرد را بفرمایید در اوج قحطی و فقر آنچه که در فراوانی داشته ایم ، خرما بوده و هر آن خرمایی را که شما در سفره خویش به فخر می گذاشتید و پُز می دادید ما آن خرما را جلوی بُز می گذاشتیم ، زیرا همیشه بهترین خرما را نوش جان می کردیم.
Share/Save/Bookmark
در مجلسی سخن غیب گوییِ ایشان پیش آمد ، رندی از سرزمین سیستان و بلوچستان سخن براند که این مرد را بفرمایید در اوج قحطی و فقر آنچه که در فراوانی داشته ایم ، خرما بوده  و هر آن خرمایی را که شما در سفره خویش به فخر می گذاشتید و پُز می دادید ما آن خرما را جلوی بُز می گذاشتیم ، زیرا همیشه بهترین خرما را نوش جان می کردیم.
دیگری خروش بر آورد و فریادی بر سر ما زد که ای قلم بدست چیزی بگو، چیزی بنویس که گفتن در این لحظه به حد جان  لازم است  و در نیاز.
گویی آتشی بر خرمن ذوق  ما زد که چند بیتی تقدیم شد:
عزیز ِمهربان ِدل ،رئیس شهر تهرانی/
میان خواب زیبایت، عجب خوش قصه می خوانی/
کنار دست حق بینت ،چه ” املاکی ” فنا  گردید/
تو دیدی هسته خرما ،درون چاه کنعانی/
مثال فقر و بدبختی فقط از ما مثل گویی!!! /
برو حاشیه ء تهران، کمی از قصه می دانی/
.
.
حواشی طنز امروزت ، ادب دارد ،نمی دانم/
واگرنه هسته خرما ،شیافی می شود آنی/
نویسنده : عبدالرحمن حواشی
کد مطلب: 37382
Share/Save/Bookmark
مرجع : نی زار
کلمات کليدی: غیب گویی، رئیس شورای شهر تهران، بلدیه