تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۰۹:۵۵
۰
 
سوتِ بازی، دستِ شهرداری است یا فدراسیون؟
 
پیشکسوت های ورزش او را «دایی رضایی» صدا می کردند. یکی از روزهای سال 65 دور هم جمع شدند و به پاس شصت سال فوتبال بازی کردن، لوحی به دایی رضایی اهدا کردند. اسم سید رضا سکاکی، علی اصغر معمارچی و عباس قریب، بین امضاهای لوح ماندگار شد.
Share/Save/Bookmark
  بلدیه | دیروز توی ایستگاهِ مترو، داور ایستاده بود؛ با تی شرت و شورت ورزشی. هر شهروندی از حریم رد می شد سوت می زد و پرچم بالا می برد. بعید است در گیرودارِ جام جهانیِ روسیه و بُرد شیرین ایران، شهروندی پیدا شود که این نوع هشدار را نادیده بگیرد.

 شهرنوشت:بعد از این، پاها با اختیار و آگاهی پشتِ آن خط زرد، جفت می شوند تا قطار از راه برسد. البته به لطف محبوبیت فوتبال و خلاقیت مدیران شهری.



بازیِ رفت، برگشت هم دارد؛ راه قدرتمندی که مدیریت شهری برای ارتباط با شهروندان برگزیده می تواند دوسویه عمل کند. ورزش فوتبال و تب جام جهانی به کمک مدیران شهر آمده و باید منتظر نتایجِ طرح های فوتبالی آنها در شهر بود. اما خلاقیت مدیریت شهری و تعامل با مراکز مرتبط چگونه می تواند فوتبال دوستان را برای تمرین، رقابت و افزایش مهارت در زمین های چمن شهر دور هم جمع کند؟ از بینِ نوجوان هایی که دل به دلِ زمین های فوتبال این شهر می دهند چند «امید ابراهیمی» و « احسان حاج صفی» و ... برمی خیزد؟  نقش اصلی برای انتخابِ ستاره های جام جهانی بعدی را کدام نهاد بازی می کند؟   


یک علاقه ریشه دار
از روزی که در تهران، بدون توپ، فوتبال بازی می کردند حداقل صد سال گذشته است. شاید آخرین بازمانده اش « ابوالقاسم حاجی محمد رضایی شیرازی» بود که در 104 سالگی با دو تا سمعک، سخت می شنید اما هنوز هفتصد تا حرکت ورزشی می زد و از عکاس روزنامه می خواست حین نرمش از او فیلم بگیرد.


او می گفت آن زمان حوالی میدان خراسان بیابان بود. بچه های عشقِ فوتبال نزدیک گاردِ ماشین دودی، بدون توپ، فوتبال بازی می کردند. پدر یکی از بچه ها قصاب بود و بعد از سر بریدن گاو، مثانه حیوان را برای بچه ها می آورد. همان مثانه را باد می کردند، گره می زدند و رویش یک لنگه جوراب ضخیم می کشیدند تا بشود توپ! دایی رضایی از دویدن در بیابان های تهران شروع کرد و عشق اش به فوتبال بعد از چهار با شکستن پا حین بازی فروکش نکرد.


پیشکسوت های ورزش او را «دایی رضایی» صدا می کردند. یکی از روزهای سال 65 دور هم جمع شدند و به پاس شصت سال فوتبال بازی کردن، لوحی به دایی رضایی اهدا کردند. اسم سید رضا سکاکی، علی اصغر معمارچی و عباس قریب، بین امضاهای لوح ماندگار شد.


پیشتازی جنوب شهری ها
 زمین های خاکی خاطراتِ دایی رضایی، بعدها پای بازیکن های قدری را به مسابقات داخلی و خارجی باز کرد. «علی پروین» از زمین عارف در تیردوقلو شروع کرد، مهدی مهدوی کیا از زمین «حسین آباد» محله دولاب. غلام وفاخواه در زمین «اکبرآباد» توپ می زد و حمید استیلی، در زمین «صددستگاه» نازی آباد. تهران، زمین خاکی زیاد داشت و نوجوان ها اقبال شان را در همین زمین ها امتحان می کردند. هر محله برای خودش تیم درست کرده بود و جنوب شهری ها پیشتاز بودند.


مربی های فوتبال می دیدند اقل کم بیست و چند تا زمین خاکی توی تهران هست که می شود از بین بازی های شان بازیکن سوا کرد.


 استعداد جعفر کاشانی تقریبا به همین شکل، کشف شد. عباس اکرامی؛ بنیانگذارِ باشگاه شاهین، بازی او را در مدرسه دید. جعفر کاشانی چند روز بعد به تماشای بازی تیم شاهین ایستاده بوده که عباس اکرامی بی مقدمه از او پرسید: «میخوای بیای شاهین بازی کنی بابا؟»


نتیجه کشف این استعداد آن شد که کاشانی در تمام پست ها بازی کرد و خوش درخشید.



مرگ زمین خاکی؛ تولد چمن مصنوعی
اما گرانی زمین، خاکی های تهران را بلعید. جای خیلی از زمین های خاکی ساختمان و میدان ساختند. بعضی ها را هم با چمن مصنوعی فرش کردند. اولین بازیکن های تهران در چمن مصنوعی، مال ده سال پیش هستند. شهرداری هر جا زمینِ مناسب و بی معارضی دید از ساخت زمین چمن مصنوعی مضایقه نکرده بود. به خصوص که تولید و واردات برای ساخت این زمین ها ارزان تمام می شد.


 هدف، توسعه ورزش همگانی بود و اولِ کار، بچه ها در این زمین ها رایگان بازی می کردند. دو سال بعد، زمین ها فنس کشی شد و اداره اش به سراهای محلات داده شد. مبلغی که برای کرایه زمین معین شده بود، بین بازیکنان سرشکن می شد و یک تفریح ارزان قیمت برای آنها فراهم می کرد.


 کم کم تعداد زمین های چمن مصنوعی در تهران از پانصد قطعه گذشت و هنوز هم جنوب شهری ها پرچم دارباقی مانده اند. به طوری که مناطق 15 و 18 و 19 و 12 جزو صدرنشین های تهران قرار دارند. هرچند خیلی از این زمین ها با استاندارد زمین فوتبال فاصله زیادی دارند اما به گفته مسئولان سازمان ورزش شهرداری تهران، بیش از صد قطعه از زمین های چمن مصنوعی تهران بیشتر از پانصد متر وسعت دارند.



مرگ به سراغ چمن مصنوعی می آید؟
مزیت زمین چمن مصنوعی، دوام بیشتر نسبت به چمن طبیعی و قابلیت استفاده در زمان بارش برف و باران است. اما در بهترین حالت نگهداری، زمین های چمن مصنوعی بعد از گذشت دو تا سه سال نیاز به بازسازی دارند و این مسئله هزینه سنگینی روی دوش سراهای محلات می گذارد. با این اوصاف، در نبودِ بودجه کافی بسیاری از زمین های چمن تعطیل خواهند شد. این موضوعی است که فرهاد یاوری؛ دبیر شورایاری محله سازمان برنامه جنوبی بر آن تاکید می کند.


شرایط اداره کنندگان این زمین ها یک سوی ماجراست. از طرفی نوجوان های علاقمند به فوتبال، مسایل دیگری را عنوان می کنند؛


محمدحسین، همراهِ تعدادی نوجوان همسن خود در فاصله کمی از زمین چمن مصنوعی، بیرون از فنس، توپ می زند. او می گوید برای بازی در زمین چمن باید کفش استوک بپوشیم وگرنه به چمن صدمه می خورد. روی این چمن ها نمی شود دریبل کرد، پاس در عمق داد یا تکل رفت. چمن مصنوعی این اجازه را به بازیکن نمی دهد و در صورتِ انجام بعضی تکنیک ها به بدن آسیب می رسد.


توی زمین های کوچک، تعداد کمتری بازیکن می توانند بازی کنند و این محدودیت دستِ بچه ها را برای بازی می بندد. تازه هزینه کرایه یک سانس، بین تعداد کمتری از بچه ها تقسیم شده و سهم هر بازیکن، مبلغ بیشتری می شود... او این مسئله را در مقایسه با زمین های بزرگتر و تعداد بازیکنان بیشتر عنوان می کند.



راه حل چیست؟
انتظار استفاده رایگان از تمام زمین های چمن مصنوعی شاید منصفانه به نظر نرسد چون از زمان واگذاری این زمین ها قرار بود سراهای محلات با کرایه دادن زمین چمن مصنوعی، به خوداتکایی برسند. نگهداری از چنین زمین هایی به گفته فرهاد یاوری، برای سراهای محله هزینه بر است. این زمین ها بعد از هر سانس بازی، نظافت می شوند، به صورت هفتگی آبپاشی شده و شب ها با چند پروژکتور روشن می مانند؛ نکته ای که بازیکن های شب در این زمین ها گاهی از آن گله می کنند چون جانمایی و تنظیم نور پروژکتورها باعث کاهش دیدشان حین بازی می شود.  


با محدودیت هایی که سر راه یک بازی حرفه ای روی چمن مصنوعی، وجود دارد تمرین مهارت، ظرافت فوتبال و کار تاکتیکی در این فضاها ممکن نیست اما می توان از آنچه موجود است بهره کافی برد. این زمین ها برای تفریح و سرگرمی علاقمندان سرپا شده اند و با همین رویکرد تعدادی از کودکان و نوجوانان – در سن مناسب آموزش فوتبال- را جذب می کنند.  


توپ زدن در زمین چمن مصنوعی، با در نظر گرفتن تفاوت عملکرد، ارزان تر از مدارس فوتبال، آب می خورَد.


بازی، تمرین، تفریح و سرگرمی در این زمین ها می تواند به شکل دیگری هم عمل کند. به طور مثال، نظارت مربیان مورد تایید فدراسیون فوتبال و سازمان ورزش شهرداری تهران بر مسابقاتِ برنامه ریزی شده در این زمین ها، دائمی شود تا بازیکنان مستعد از سنین پایین شناسایی شوند.


برگزاری مسابقات محلی با همیاری و انعطافِ سراهای محلات، راه دیگری است که این فضاها را برای استفاده بیشتر احیا می کند. با آنکه مبلغ دریافتی برای هر سانس بازی فوتبال، با توجه به تعرفه سازمان ورزش معین می شود ارائه تخفیف یا رایگان کردن بعضی از سانس ها می تواند تیم فوتبالِ محلات به خصوص ساکنان مناطق جنوبی شهر را فعال تر کند. حتی می توان به افزایش ساعت بازی در زمین هایی  اندیشید که فاصله مناسب با نقاط مسکونی شهر دارند. در این صورت امکان بازی در سانس های شبانه برای بازیکنان فراهم می شود.


خلق شخصیتِ داور «شهری» برای یادآوریِ بی دردسر حریم در مترو آخرین استفاده از محبوبیت و خط شکنیِ فوتبال نیست. این ورزش بسیار قدرتمندتر عمل کرده و هویت جمعی منحصربفردی می آفریند. شاهد این مدعا عکسی است که در روزهای اخیر در فضای مجازی منتشر شده و در آن طرفداران تیم کلمبیا و مکزیک، ویلچر یک مرد دارای معلولیت را روی دوش گرفته اند تا او بتواند بازی تیمِ مورد علاقه اش را تماشا کند. در حالی که پرچمِ کشور مصر در دست های آن مرد توی هوا باد می خورَد.

 
کد مطلب: 39970
Share/Save/Bookmark
کلمات کليدی: شهرداری ،فدراسیون، جام جهانی