تاریخ انتشار : شنبه ۷ مهر ۱۳۹۷ ساعت ۱۱:۲۶
۰
 
آتش نشانی تهران؛ بفرمایید!/ نجات شهروندان از میان شعله های آتش تا سوسک های موذی
 
از بین تماس‌ها 300 تا 350 مورد منجر به عملیات می‌شود و همچنین به 200 تا 250 مورد دیگر مشاوره‌های ایمنی مثلا در مورد نصب بخاری و ... ارائه می‌شود. البته تهمیداتی در نظر گرفته شده تا تماس‌های مشاوره‌ای به افسر جانشین مرکز منتقل شود تا خطوط اشغال نشوند.
Share/Save/Bookmark
بلدیه | «آتش نشانی تهران؛ بفرمایید!» این جمله را به صورت مداوم در مرکز فرماندهی 125 می‌شنوید؛ مقری که تمام ماموریت‌های آتش‌نشانان به صورت روزانه از آنجا فرماندهی می‌شود. مکانی که کم تر نام آن را شنیده‌اید در حالی که وظیفه‌ای بسیار خطیر بر عهده آن ها است، از همین مکان است که نیروها برای حوادثی همچون پلاسکو یا حوادثی از این دست اعزام می‌شوند. ساختمانی بزرگ که در درب ورودی آن اعلام شده «ورود برای افراد متفرقه ممنوع».


به گزارش شهرنوشت، در طبقه دوم ساختمان فرماندهی آتش نشانی تهران؛ مرکز پاسخ گویی به تلفن‌های شهروندان با چیدمان خاصی وجود دارد و اپراتورها هر کدام پشت تلفن‌های مخصوص در حال پاسخ‌گویی هستند. روزانه بین 4 هزار تا 5 هزار تماس با مرکز 125 آتش نشانی تهران گرفته می‌شود و شهروندان به عناوین مختلف با 125 تماس می‌گیرند، البته در برخی موارد به دلیل مشکلات مخابراتی تماس‌ها با دیگر شماره‌های سه رقمی روی خطوط آتش‌نشانی منتقل می‌شود.

«گروهی از شهروندان هم هنوز 125 را نمی‌شناسند و عملکرد آن را نمی‌دانند و به گمان اینکه  شماره متعلق به اورژانس یا ارگان‌های دیگر است با آن تماس می‌گیرند که باید در این زمینه اطلاع رسانی شود.» این صحبت‌ها را آقای اسدی، افسر جانشین مرکز فرماندهی 125 مطرح می‌کند.

وی ادامه می‌‌دهد: از بین تماس‌ها 300 تا 350 مورد منجر به عملیات می‌شود و همچنین به 200 تا 250 مورد دیگر مشاوره‌های ایمنی مثلا در مورد نصب بخاری و ... ارائه می‌شود. البته تهمیداتی در نظر گرفته شده تا تماس‌های مشاوره‌ای به افسر جانشین مرکز منتقل شود تا خطوط اشغال نشوند.

کابین هماهنگی مغز متفکر 125

در بین کابین‌های که این مرکز وجود دارد «کابین هماهنگی مناطق» مغز متفکر مرکز 125 است، وقتی تماسی برقرار و حادثه‌ای اعلام می‌شود افرادی که در این کابین حضور دارند مشخص می‌کنند که کدام ایستگاه باید به محل حادثه اعزام شود، برای بالاتر رفتن سرعت‌العمل این افراد به صورت آنلاین مکالمه شهروندان و اپراتور را گوش می‌دهند تا تصمیم مناسب در زمان کافی اتخاذ شود.

اسدی با بیان اینکه 8 منطقه عملیاتی در مرکز  فرماندهی آماده خدمت رسانی به شهروندان است، می‌گوید: پس از اعلام حادثه بلافاصله از کابین هماهنگی به منطقه مورد نظر، از طریق تلفن «هاتلاین» و ارسال یک کد ایستگاهی نیروها به محل اعزام می شود. اطلاعات بعدی محل حریق به وسیله بیسیم هنگام حرکت به سمت محل به فرمانده اعلام می‌شود و این روند تا زمان رسیدن نیروها به محل حادثه فرماندهی این مرکز ادامه دارد.

سیستم مانیتورینگ تصویری که به مرکز کنترل ترافیک معاونت حمل‌ونقل شهرداری تهران متصل است، چند سالی است که تصمیم‌گیری برای اعزام نیروها را آسان‌تر کرده است. البته این سیستم مانیتورینگ خاطره تلخ پلاسکو را هم برای نیروهای 125 به تصویر کشیده، لحظه‌ای که به گفته یکی از نیروها ساختمان فرو می‌ریزد و بهت و سکوت تمام مقر را فرا می‌گیرد؛ عده‌ای آن قدر دگرگون می‌شوند که فرماندهان مجبور می‌شوند افراد دیگری را جایگزین آن ها کنند. این مقر نباید برای لحظه‌ای تمرکز خود را از دست بدهد.

 افسرجانشین مرکز فرماندهی 125 با تاکید بر اینکه تمامی مراحل باید در مدت زمان کم تر از یک دقیقه انجام شود، اضافه می‌کند: گاهی برای یک حادثه 2 ایستگاه به محل اعزام می‌شوند، مثلا ممکن است در بزرگراهی یک تصادف رخ داده باشد و در این زمان دو ایستگاه از لاین‌های مختلف به محل حادثه اعزام می‌شود تا با توجه به ترافیک ایجاد شده یکی از ایستگاه‌ها زودتر برسد.

اسدی تاکید می‌کند: این مرکز سیستم مانیتورینگ و شنود تمامی این مکالمات را رصد می‌کند و اگر بیشتر از یک دقیقه زمان ببرد حتماً علت آن مورد بررسی قرار می‌گیرد، اصل بر این است که تمام تماس‌های شهروندان اضطراری است و باید پاسخ داده شود و از 100 درصد تماس به 99.9 درصد تماس‌ها پاسخ داده می‌شود.

وی با بیان اینکه اگر حادثه بزرگی رخ دهد تعداد تماس‌ها افزایش پیدا می‌کند، اضافه می‌کند: براین اساس ما تعداد نیروهای پاسخگو را افزایش می‌دهیم و البته طبقه‌ای تحت عنوان «طبقه بحران» وجود دارد که پس از شنیدن زنگ حریق مخصوص بلافاصله برای پاسخ‌گویی به شهروندان آماده می‌شوند. 60 خط فعال به همراه 30 خط احتیاطی به صورت 24 ساعته آماده خدمت‌رسانی به شهروندان است.

افسرجانشین مرکز فرماندهی با بیان اینکه نیروها در 3 شیفت کاری مشغول به کار هستند و تمام این افراد دوره‌های آتش نشانی را آموزش دیده‌اند، ادامه می‌دهد: روزانه 110 مورد حریق و تا حدود 150 مورد خدمات ایمنی از جمله محبوس شدن در آسانسور، منزل یا پشت در ماندن از طریق تماس‌ها به این مرکز گزارش می‌شود. در طول روز البته کلیدسازها می‌توانند خدمات بهتری به افرادی که پشت در منزل مانده‌اند ارائه کنند، اما اگر تماس‌ها در نیمه‌شب یا ایام تعطیل باشد با حضور عوامل انتظامی، نیروهای آتش‌نشانی در را برای این افراد باز می‌کنند.

اطفا حریق یا نجات افراد محبوس شده تنها ماموریت‌های آتش‌نشانان نیستند، اقدام به خودکشی از دیگر حوادثی است که نیروهای آتش نشانی برای امدادرسانی به محل اعزام می‌شوند. اسدی می‌گوید: شماره 123 اورژانس اجتماعی است و کارشناسان نیز به همراه آتش‌نشانان، تشک نجات، نردبان و نزدیک‌‌ترین گروه نجات ویژه در محل حاضر می‌شوند.

وی تصریح می‌کند: از بین تماس‌هایی که با 125 گرفته می‌شود برخی هم به قصد مزاحمت تماس می‌گیرند، مثلا از ساعت 12 ظهر به بعد بچه‌هایی که از مدرسه تعطیل می‌شوند بیشترین مزاحمت را برای اپراتورهای 125 ایجاد می‌کنند. البته همکاران اگر فرصت کافی داشته باشند حتما این افراد را نصیحت ‌می‌کنند و به آن ها یادآوری می‌کنند تماس بی‌مورد آن ها می‌تواند زندگی یک شهروند را به خطر بیندازد.

اسدی در این باره به نقل خاطره‌‌ای می‌پردازد و می‌گوید: یک شماره تلفن روزانه 10 تا 15 بار با 125 تماس می‌گرفت و نیرو‌های آتش‌نشانی را به محل‌های مختلف می‌کشاند زیرا هر حادثه‌ای که اعلام می‌شود موظفیم تا نیرو اعزام کنیم، ما روانشناس نیستیم که تشخیص دهیم فرد تماس گیرنده راست یا دروغ می‌گوید. از بد حادثه یک روز این فرد که حدوداً 16 ساله بود در کوهستان گرفتار شد و چون زیاد تماس گرفته بود شماره‌اش به چشم اپراتورها آشنا بود، نیروها به او میزان مزاحمت‌هایش را متذکر می‌شوند اما او اعلام می‌کند که واقعا این بار در کوهستان گرفتار شده است، در نهایت همکارانم نیروهایی را به محل اعزام می‌کنند و این فرد را نجات می‌دهند. این نوجوان چند روز بعد با گل و شیرینی برای تشکر از ما به مرکز فرماندهی آمد.

برخی از تماس‌هایی که با 125 گرفته می‌شود به اصطلاح عجیب و غریب است، مثلا برای نجات جان گربه‌ای با نیروهای آتش‌نشانی تماس می‌گیرند یا می‌خواهند که آتش‌نشانان پرنده‌ای را نجات دهند. اسدی در این باره می‌گوید: مواردی هم بوده که برای بیرون کردن سوسک از منزل خانمی با ما تماس گرفت، همسر این خانم منزل نبود و چون این فرد باردار بود و نیاز به کمک داشت ما نیرو به محل اعزام کردیم. نیروهای آتش‌نشان در هر لحظه‌ای آماده خدمت رسانی هستند و این دور از انصاف است که برخی از شهروندان بخواهند مزاحمت ایجاد کنند یا به نیروهای ما در محل حادثه ناسزا بگویند، اما ما شغل‌مان را باعلاقه قلبی انتخاب کردیم و مقابل مشکلات می‌ایستیم.

از ناسزا تا عشق برای آتش نشانان

علی ریوجام، نزدیک به سه سال است که به عنوان اپراتور 125 فعالیت می‌کند، در دانشگاه راه‌و‌ساختمان خوانده است اما چون پدرش همه زندگی‌اش را با جنگیدن با آتش گذرانده او هم تصمیم می‌گیرد راه پدر را با علاقه ادامه دهد.

وی درباره شغلش می‌گوید: تماس‌هایی که با سامانه 125 گرفته می‌شود اصلاً ساعت قابل پیش‌بینی ندارد مثلا بین 2 تا 4 بامداد زمانی است که تماس‌های زیادی با این مرکز گرفته نمی‌شود، اما ناگهان یک حریق بزرگ مثلاً در انبار چوب اعلام شده است و ما باید هماهنگی اعزام چند ایستگاه به محل حادثه را انجام می‌دادیم.

ریوجام توضیح می‌دهد: افرادی که با ما تماس می‌گیرند ممکن است دچار شوک شده باشند و نتوانند درست اطلاعات را اعلام کنند، ما باید بلافاصله آدرسی را که اعلام می‌کنند حتی اگر کامل نباشد به کمک نقشه آنلاینی که در اختیار داریم؛ پیدا کنیم.

البته این شغل اگرچه با آتش سر و کار مستقیم ندارد اما دردسرهای مخصوص به خودش را هم دارد. این اپراتور درباره دردسرهای شغلش می‌گوید: یک سری از شهروندان هم هستند که تماس می‌گیرند و به ما ناسزا می‌گویند؛ آن هم بی‌دلیل! یک سری هم کودکانی هستند که در مدرسه و مهدکودک این شماره به آن ها آموزش داده شده پس تماس می‌گیرند تا ببیند کسی پاسخ‌گوی آن ها هست یا خیر. در حین این مزاحمت‌ها دوستان من به گونه‌ای رفتار کردند که شخص مزاحم شرمنده شده یا حتی عذرخواهی هم کرده‌اند.

ریوجام ادامه می‌دهد: آتش‌نشانی سعه صدر عجیبی لازم دارد، مثلاً یک بار در یک حادثه تصادف صاحبان خودرو برای دوستان ما قمه کشیده بودند که چرا دیر رسیدید؛ در حالی که اصلا کوتاهی از سمت نیروهای ما نبوده ‌است، باید ترافیک تهران را در نظر گرفت چون لاین خاصی وجود ندارد که خودروهای آتش‌نشانی عبور کنند.

این اپراتور جوان می‌گوید: البته از این نکته نباید بگذریم که لطف مردم همیشه شامل حال ما بوده است، بعد از حادثه پلاسکو تا چندین ماه شهروندان با 125 تماس می‌گرفتند و ابراز همدردی می‌کردند و می‌خواستند به هر طریقی به ما کمک کنند، حتی برخی مواقع ما را با لباس در صف دیده‌اند و نوبت خود را به ما دادند.

 تلفن برای بار بیستم در چند دقیقه زنگ می‌خورد؛ « آتش نشانی تهران، بفرمایید. من صداتون رو دارم خانم؛ توی آسانسورگیر کردید؟ می‌تونید به من آدرس رو بگید؟»
کد مطلب: 41838
Share/Save/Bookmark