تاریخ انتشار : سه شنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۱۱:۲۷
۰
 
منابع عمومی شهر به «همه» تعلق دارد
 
Share/Save/Bookmark
بلدیه | عدالت اجتماعی، بی هیچ اغراقی یکی از مسئله‌های حاد و ضروری شهر تهران است. شهری که شکاف‌های نابرابری‌ در آن از شمال تا جنوب کشیده شده و الگوهای توزیع درآمد و مدیریت اقتصادی‌اش نیازمند بازخوانی‌ جدی است. در گفت‌وگو با شهرزاد مهدوی، کنش‌گر شهری جزییات این بحث را پی گرفته‌ایم که می‌توانید بخوانید.

• اگر موافق باشید از منظری کلی شروع کنیم. اصلاً ایده‌ی برابری و عدالت اجتماعی در شهروندان تهرانی تا چه اندازه قابل پیگیری است؟

سخن گفتن از عدالت شهری زمانی که در شهری آکنده از نابرابری چون تهران زندگی می‌کنی، مانند پرداختن به آرمانشهر در میانه یک پادآرمانشهر است. نگرش برابری‌خواهی در شهرهای امروزی آرمانگرایانه نیست و در میان نظریه‌های توسعه شهری مفاهیمی چون "حق بر شهر" و " عدالت فضایی" با جدیت دنبال می‌شود ولی ما در شرایطی قرار داریم که این رویکرد بسیار دور از دسترس به نظر می‌رسد.
در کوتاه‌ترین تعریف، عدالت شهری با گره زدن عدالت اجتماعی به فضای شهری به دست می‌آید، عدالت در دسترسی همگان به سرپناه ایمن، خدمات، زیرساخت‌ها، فضاهای عمومی، امنیت، زیست بوم و مشارکت در فعالیت‌های متنوع شهری تامین می شود.
در گفتمان شهری معاصر، عدالت به پیشوند بسیاری از واژگان به ظاهر خنثی اضافه شده است، مانند حفاظت محیط زیست که اکنون عدالت محیط زیستی گفته می‌شود. دو گرایش در رویکرد به عدالت شهری بارز است، گرایش اول در پی توزیع عادلانه خدمات، منابع و فعالیت‌ها در سطح شهر و میان شهروندان است و گرایش دوم تامین عدالت را فرایندی مشارکتی برای رفع تبعیض‌های اجتماعی، اقتصادی و کالبدی- محیطی می‌بیند. پیامد نابرابری، بروز تنش اجتماعی، بی‌نظمی، نارضایتی و بی‌اعتمادی و گسترش فقر شهری است.

• فکر می‌کنید این وضعیت تنها به خود منحصر است یا ماحصل ساختارهای توسعه ملی، الگوهای مدیریت اقتصادی و توزیع درآمد است؟

سازماندهی فضا جنبه مهمی در فرایند توسعه جوامع انسانی است و بازتابی از واقعیت‌های روابط اجتماعی و اقتصادی شهری که در آن زندگی می‌کنیم و البته نحوه اداره شهر که در خدمت کدام منافع و گروه‌های اجتماعی باشد.
در مدل‌های توسعه شهری چهار رویکرد بارز است؛
1. توسعه بوم‌گرا که در پی برقراری تعادل میان ارزش‌های بوم شناختی با فعالیت‌های اقتصادی است،
2. توسعه درون‌زا که به دنبال فقرزدایی از راه خودبسندگی است،
3. توسعه مردم بنیان که با حکمروایی خوب و مشارکت به دست می‌آید،
4. توسعه عدالت‌محور که عدالت فضایی را جستجو می‌کند.
در واقع این چهار رویکرد توسعه‌ای، مسیرهای جداگانه را طی نمی‌کنند بلکه در چرخه‌ای همبسته و همپوشان قرار دارند. توسعه شهری انسان‌مدار به همه عناصر تعادل بوم‌شناختی، حکمروایی، فقرزدایی و برابری فضایی نیاز دارد.
در این میان، شهرداری که نهادی عمومی است باید از منابع عمومی در اختیارش برای نفع عموم بهره‌برداری کند. منابع عمومی شهر به همه تعلق دارد و به نفع گروه‌های اجتماعی خاص تخصیص‌ناپذیر است. استفاده از این منابع لازم است شکلی مشارکتی داشته باشد و رقابت ناپذیر بماند.
از آنجاکه فضا بُعد مهمی در زیست شهری است، منابع عمومی به خودی خود در آن انتشار پیدا نمی‌کند بلکه از روی اراده توزیع می‌شوند و فرایند توزیع عادلانه یا ناعادلانه است که شهری را به سوی برابری می‌برد یا آن را نابرابر می‌سازد. اراده برای توزیع منابع عمومی که از سطح جامعه و با مشارکت شهروندان اعمال شود به تامین عدالت تمایل بیشتری دارد اما اراده‌ای که صرفاً توسط تصمیم‌گیران از بالا اعمال می‌شود تمایلش به منافع خاص بیشتر است.

• شکاف شمال و جنوب تهران پس از آلودگی هوا و ترافیک مهم‌ترین مسئله‌ این شهر است. این شکاف و احساس تبعیض در دریافت خدمات و توزیع امکانات در خود منطقه‌ها نیز وجود دارد. به نظر شما این فاصله را به واسطه‌ی مدیریت شهری چگونه می‌توان کم کرد؟

تهران، از آن هنگام که پنج محله ارگ، عودلاجان، بازار، سنگلج و چالمیدان را در باروی صفوی داشت تا پس از گسترش در باروی ناصری و سپس تخریب‌ها و خیابان‌کشی‌های رضاخانی و توسعه لجام گسیخته دوران پهلوی دوم در چهار جهت اصلی، از لحاظ خدمات، فضاها و مکان‌گزینی جمعیت شهری همواره چند قطبی بوده است و شکاف میان محلات قدیمی و توابع آنها در پس بارو، و تقسیم به شمال و جنوب در دوره‌های بعدی نمود آن فاصله است اما در همین محله‌های قطبی شده همجواری دارا و ندار و بقای هسته‌های روستایی، در دل بافت مدرن شهری شده، کمابیش وجود داشت و نوعی همبستگی میان ساکنان آنها دیده می‌شد. با گذشت زمان و غلبه سوداگری زمین و مسکن بر فرایند توسعه شهری و همراهی مدیریت شهری با این فرایند، جداگزینی گروه‌های درآمدی بیشتر و بیشتر شده است.

• آیا حقوق کودکان، سالمندان، معلولان، افراد دارای نیازهای خاص، نابینایان، بی‌سوادها و بسیاری از گروه‌های دیگر در تهران به رسمیت شمرده شده است؟ چگونه می‌توان این وضعیت را ارتقا داد؟

مدیریت شهری تهران، با اعیانی سازی، باعث راندن مهاجران، تهیدستان شهری و حتی مستاجران کم درآمد به حاشیه شده است. به جای روبرو شدن با فقر و نابه هنجاری‌های اجتماعی که محصول بی‌عدالتی است، کوشش می‌کند تا این پدیده‌ها را از انظار عمومی پنهان نگهدارد، به جای گسترش کمی و کیفی عرصه‌های همگانی و تسهیل تعامل میان مردم، از فضاهای عمومی به نفع ساخت‌و‌ساز می‌کاهد، باغ‌ها به برج و مرکز خرید تبدیل می‌شوند، برای گسترش زیرساخت‌های حرکت سواری شخصی تونل و پل و بزرگراه دو طبقه سرمایه‌گذاری سنگین می‌سازد اما برای مناسب‌سازی تردد پیادگان، کودکان، سالمندان و معلولان، نارسایی‌ها را به کمبود بودجه نسبت می‌دهند.
برای غلبه بر شکاف شمال و جنوب و پاسخگویی به نیاز شهروندان با نیازهای خاص، راه حلی جز شکل دادن به فرایندی مشارکتی در حکمرانی شهری و تامین حق مردم بر شهر و فضاها و زیرساخت‎های آن وجود ندارد. توزیع عادلانه خدمات و منابع برای مردم، فقط با مردم و توسط مردم ممکن می‌شود.

• امکان پیاده‌روی و شهر پیاده مدار، ذیل حق بر شهر و عدالت مابین شهروندان پیاده و سواره یکی از مواردی است که در چند سال گذشته مطالبات و حساسیت بسیاری پیرامون آن واقع شده است. در راستای تجربه‌ی شهر و امکان پیاده‌روی چه مقدمات و اقداماتی را لازم می‌دانید؟

حرف تازه‌ای نیست اگر بگوییم تهران شهری خودرو محور است و به پیادگان اقبالی نشان نمی‌دهد، زیرا الگوی توسعه آن در پیروی از الگوی مدرنیستی مندرج در منشور آتنِ لوکوربوزیه در نیمه اول قرن گذشته طراحی شده که با غلبه منطقه‌بندی کارکردی و اتصال مناطق به یکدیگر با بزرگراه‌ها و آزادراه‌ها و مسیرهای شریانی شناخته می‎شود. اما این پیروی زمانی که منشور آتن در آغاز قرن بیست و یکم به نفع کارکردهای مختلط، تنوع امکانات تردد و فضا و امکانات دادن به حرکت پیاده تحول پیدا کرد ادامه نیافت و هنوز توسعه شهری ما با تفکرات کهنه جلو می‌رود.
در منشور جدید آتن که در سال ۲۰۰۳ منتشر شد کلید واژه "شهر همپیوند" است، یعنی معکوس کردن فرایند چندپارگی ناشی از منطقه بندی مدرنیستی.
کلانشهر تهران از تعدادی جزیره فضا و زمان شکل گرفته که هریک از ما در یک یا چند جزیره آن زندگی، کار یا خرید و تفریح می‌کنیم. اگر شبکه پیاده ایمن و مجهزی این جزیره ها را به هم پیوند دهد، با تجربه‌های مشترک پیاده می‌توان بر جدا افتادن‌های کالبدی و اجتماعی غلبه کرد. پیمایش پیاده شهر بهترین امکان ادراک فضا و فعالیت‌ها در عرصه همگانی شهر را به دست می‌دهد، به خصوص در مراکز تاریخی و خدماتی شهر که مرکز ثقل اجتماعی و حیاط مشترک شهروندان هم هستند.
پیاده‌سازی‌های موردی اگر با کارکردهای متنوع شهری باشد خوب است اما کافی نیست، تهران به شبکه پیاده‌ای نیاز دارد که خیابان‌های پیاده، گذرهای قدیمی و پیاده‌روهای مناسب‌سازی شده را با هم پیوند دهد.

 
کد مطلب: 45545
Share/Save/Bookmark